دوست داشتن باامام زمان
قلمي خواهم ساخت ازني باغ بهشت جوهرازشيشه ذات كاغذازصفحه دل نورازشمع حيات تابنويسيم همه جا نام زيباي تورا ...
 
 
روزهاي خوب باهم بودنمان گذشت...

روزهايي كه باچندخاطره تلخ وشيرين به سررسيد وتنها يادگار ازآن روزها يك قلب شكسته برجاماند.

روزهاي شيرين عاشقي گذشت وامروز من تنهاي تنهايم گذشت واينك دلم هواي توراكرده است...

دلم تنگ است براي آن لحظه هاي شيرين باهم بودنمان!

دلم براي گرفتن آن دستان مهربانت بوسه برروي گونه زيبايت تنگ شده است...

كاش دوباره آن روزهاي شيرين عاشقي مان تكرار مي شد كاش دوباره مي توانستم آن صدايي كه شب وروز به من آرامش مي دادرابشنوم...

دلم براي آن خنده هاي قشنگت تنگ شده است عزيزم...

تورفتي وتنها چند خاطره كه هيچ گاه نمي توانم فراموش كنم برجاگذاشتي...

خاطره هايي كه ياداين دل عاشقم رامي سوزاند...

دلم بدجوربراي توتنگ است عزيزم...

برگردتاقصه من وتوپايانش تلخ وغم انگيزنباشد!

دلم براي لحظه هاي ديدارباتوتنگ شده است...

چه عاشقانه دستانم رامي گرفتي ودركنارم قدم مي زدي چه عاشقانه مرادرآغوش خودمي فشردي وبه من مي گفتي كه مرادوست ميداري !

چرارفتي ازكنارم؟تورفتي ومن تنهاي تنها دراين دنياي بي محبت باچندخاطره تلخ مانده ام...

برگردتادوباره آن خاطره هاي شيرين باهم بودنمان تكرارشود...

دلم بدجوربراي تو براي حرفهايت درددلهايت صداي گريه هايت تنگ شده است...

عزيزم برگرد تادوباره جان بگيرم ومني كه اينك خسته اززندگي ام نفس  بگيرم...

باآمدنت مرادوباره زنده كن واحساس رادروجودم شعله وركن

تاعاشقانه ترازهميشه ازتووآن عشق پاكت بنويسم...

عزيزم برگرد تادوباره جان بگيرم.

ومني كه اينك خسته اززندگي ام نفس بگيرم...

 
تصاوير جديد زيباسازي وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازي » سري ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در تاريخ ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط مرضيه